تاریخ : سه شنبه 26 فروردين 1393     |     کد : 160

بایسته های بافت های فرسوده شهری در ادبیات جهانی و چارچوب های موفق قابل تعمیم با شرایط فرسودگی بافت شهری در ایران

.

.....................................................................

  وحید مستوفی *[1]

*   کارشناس مهندسی شهرسازی، کارشناس ارشد طراحی شهری

چکیده

موضوع بافت فرسوده اخیراً در سطوح اجرایی و نهادهاي علمی کشور مطرح گردیده است . اکثر شهرهاي کشور داراي بافت فرسوده می باشند . اما علی رغم راهبردهاي برنامه سوم و چهارم توسعه کشور، قوانین بودجه سالهاي 83 تا 87 مبنی بر اعمال سیاست هاي تشویقی اعم از تسهیلات بانکی با یارانه دولتی، فاینانس، اوراق مشارکت، تراکم تشویقی، تخیف عوارض ساختمانی تا 100 درصد و تلاش مجموعه دولت اعم از وزارت مسکن و شهرسازي، وزارت کشور، شبکه بانکی، شهرداري ها، شرکت هاي خدمات رسان و سایر نهادهاي ذي ربط اقدام چشمگیري در جهت احیاء بافت هاي فرسوده شهري رخ نداده است . باید براین نکته پاي فشرد که فرآیند نوکردن بافت فرسوده به همان اندازه داراي بازتاب هاي گوناگون اقتصادي و اجتماعی برنظام شهري خواهد بود و شهر و شهروندان را منتفع یا متضرر خواهد کرد که روند فرسودگی بافت، تابع مسایل عدیده مدیریتی و اقتصادي و اجتماعی بوده است . ناگفته پیداست مدیریت یکسو نگر و اقتدارگرایانه دربرخورد با پدیده بافت فرسوده به ویژه درکلان شهرها ، مقاومت صاحبان اصلی شهر را به دنبال داشته است . با توجه به اینکه امروزه فرسایش بافت های شهری در کل جهان و خصوصا ایران به یک معضلی تبدیل شده که توجه کلیه مسئولان و برنامه ریزان و طراحان شهری را به خود جلب کرده ، در این پژوهش سعی بر این شده است که از تعاریف و انواع و روشهای مداخله ، سیر و تحولات تاریخی به عنوان پیش در آمدی باشد که ذهن خوانندگان که مسلما کسانی هستند که سعی در بهبود وضعیت فرسودگی بافت ها دارند را به سمت درک فرسودگی فضا برده و سپس با نمونه هایی موفق از اقدامات جهان به عنوان پژوهش های انجام شده درکی روشن و جامع از ابعاد وجودی مسئله بدست اورند. سپس شرایط قابل تعمیم با ویژگی های بافت های فرسوده  شهرهای ایران را پیشنهاد دهد.

کلید واژه: بافت فرسوده، تجارب جهانی، بهسازی، بازسازی، نوسازی

 

1- مقدمه

در نيمه دوم قرن 18 زمانيكه اولين سنگ بناي دانش و نقد معماري تواما كار گذاشته مي شد و بحث انتقاد درباره سبكها و معيارهاي هنري و معماري با استفاده از تحرك اجتماعي و روابط گسترده ومداوم انديشمندان روز به روز توسعه بيشتري مي يافت، بررسيهاي تحليلي در مورد سبكهايي كه عمرشان به تازگي به سر رسيده بود مثل «باروك » و «روكوكو» به تدريج در يك جو فرهنگي نو قرار مي‌گرفتند. توجه به بهسازي و مرمت بناها در اروپا تقريبا به اوايل قرن نوزدهم باز مي‌گردد. در فرانسه در سال 1837 ميلادي تشكيلات خاصي به نام « كميته ويژه فرد  و بناهاي يادمان» [2] بنيان نهاده شد كه به كار فهرست برداري و حفظ امكان با ارزش كه در معرض ويراني بودند مي پرداخت. در سال 1877 ميلادي در انگلستان نيز انجمني براي حفظ ساختمانهاي قديمي پايه گذاري شد و به اين ترتيب مجموعه قوانين مربوط به حفظ و احياء آثار با ارزش شهري كه پيشينه آن به قرن نوزدهم باز مي‌گردد تا عصر حاضر همچنان ادامه و تكامل يافته است(توسلی،1387: 40-41).

در سال 1931 ميلادي، در شهر تاريخي آتن انجمني از باستانشناسان، معماران، و مطلعان امور ابنيه اجتماع كردند ومقرراتي براي حفظ آثار باستاني تدوين نمودند، ولي در اين انديشه‌ها تاكيد انديشمندان نه بر بهسازي بافت شهري، بلكه فقط بر حفاظت آثار معماري شهري متمركز بود.

نكته حائز اهميت اينكه بهسازي و مرمت بافتهاي شهري، به طور مجزا و مستقل و به عنوان يك مجموعه شهري زنده و پويا قبل از جنگ جهاني دوم هيچگاه مورد توجه اين كنگره‌ها قرار نگرفته بود، حتي هنگاميكه بحثي از مرمت بافت به ميان مي آمد به تبعيت از ابنيه تاريخي و براي حفاظت موجوديت آن بود. اين نگرش نسبت به بافتهاي تاريخي شهري تا پايان جنگ جهاني دوم ادامه داشت(عربشاهی، 1378: 1).

از نيمه دوم قرن نوزدهم به بعد، موج دخالت در بافت كالبدي شهرها در اروپا به دو شكل متفاوت آغاز گشت. از يك سو انگلستان با تدوين قوانين خاص شهري و عمدتاً بهداشتي به منظور پاسخگويي به پاره‌اي از مسائل شهرهاي صنعتي به چاره جويي مبادرت ورزيد و از سوي ديگر فرانسه از راه امكانات اجرايي و تصميم گيريهاي بي سابقه دگرگونيهاي وسيع و دامنه داري ايجاد كرد. فرانسوي ها در نيمه دوم قرن نوزدهم، هنگامي كه براي جوابگويي به مسائل سياسي شهري، محلات مسكوني قرون وسطايي پاريس را تخريب مي‌كردند و يا براي بهتر نشان دادن كاتدرالها (كليساي جامع"اسقفي ها") به تخريب يا حذف بناهاي مكمل آنها (چه در پاريس و چه در شهرهاي ديگر فرانسه) مي پرداختند مانند ايتالياييهاي بودند كه اغلب شهرهاي قرون وسطايي در حال رشد خود را طي قرن گذشته، به گفته استاد آنجليس دوسا « به صليب كشيدند» درست مانند طرح شهر جديدي كه مي بايد در اواخر قرن نوزدهم روي شهر كهن استكهلم ساخته شود و مصوبه انجمن شهر گوتنبرگ كه تخريب و نوسازي بخش عظيمي از شهر قديمي را به صلاح شهروندان دانست و به دنبالش اين تخريب نيز صورت پذيرفت(فلامکی، 1383: 8).

 

 

3- چارچوب نظری

3-1-تعاریف

·         فرسایش و فرسودگی[3]

فرسودگی یکی از مهمترین مسایل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی قوارگی می شود. در واقع فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری و شکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک می کند. فرسودگی به دو نوع است:

الف- فرسودگی نسبی که در یکی از عناصر مهم فضای شهری یعنی کالبد یا فعالیت رخنه می کند و به دنبال خود باعث فرسودگی نسبی فضای شهری میگردد.

ب-فرسودگی کامل در این نوع فرسودگی در هر دو عنصر فضای شهری یعنی کالبد و فعالیت رخنه کرده و به دنبال آن باعث فرسودگی کامل فضا می شود.

پس فرسودگی یا در کالبد یا در فعالیت و یا در کالبد و فعالیت بطور یکجا رسوخ می کند(قره داغی، 1387: 9).

·         بافت

مراد از بافت،‌ گستره اي همپيوند است كه با ريخت شناسي هاي متفاوت طي دوران حيات شهري در داخل محدوده شهر و حاشيه آن در تداوم و پيوند با شهر شكل گرفته باشد. اين گستره مي تواند از بناها، مجموعه ها،‌ راهها،‌ فضاها، تاسيسات،‌ و تجهيزات شهري و يا تركيبي از آنها تشكيل شده باشد(موسوی، 1385: 33).

·         بافت قديم

 آن بخش از بافتهاي شهري را شامل مي شود كه قبل از سال 1300 ه.ش شكل گرفته به دليل فرسودگي كالبدي و فقدان استانداردهاي ايمني، استحكام، خدمات و زير ساختهاي شهري علي رغم برخورداري از ارزشهاي هويتي از منزلت مكاني و سكونتي پايين برخوردارند. مداخله در اين گونه بافت ها با ساير بافتهاي شهري متفاوت بوده و اقدامها از نوع بهسازي،‌ روان بخشي و نوسازي خواهد بود كه در قالب طرحهاي ويژه به اجرا در خواهند آمد.

·         بافت تاريخي

ابنيه و فضاهايي كه قبل از سال 1300 ه.ش شكل گرفته و به ثبت آثار ملي رسيده يا قابليت ثبت شدن را دارا مي باشد تماما واجد ارزش فرهنگي- تاريخي هستند.

·         بافت پيراموني‌

 بافت هايي هستند كه عمدتا مهاجران روستايي و تهي دستان شهري را در خود جاي داده اند و بدون مجوز و خارج از برنامه ريزي رسمي و قانوني توسعه شهري در درون يا خارج از محدوده ي قانوني شهرها بوجود آمده اند.

·         بافت فرسوده

 بافت فرسوده ي شهري به عرصه هايي از محدوده قانوني شهرها اطلاق مي شود كه به دليل فرسودگي كالبدي، عدم برخوداري مناسب از دسترسي سواره، تاسيسات، خدمات و زير ساختهاي شهري آسيب پذير بوده و از ارزش مكاني، محيطي و اقتصادي نازلي برخوردارند. اين بافتها به دليل فقر ساكنان و مالكان آنها امكان نوسازي خود به خودي را نداشته و سرمايه گذاران نيز انگيزه اي جهت سرمايه گذاري در آن ندارند. (كلانتري و پور احمد، 1384: صص 30-31)

·         مرمت شهری[4]

مرمت یعنی دخالت آگاهانه در فضای شهری برای جلوگیری از فرسایش و معاصرسازی آن، معاصرسازی فرایندی است که به خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگیهای اصلی فضایی (کالبدی و فعالیتی) منجر می گردد. در این اقدام، فضای شهری جدیدی حادث می شود که ضمن حفظ شباهت های اساسی با فضای شهری قدیم، تفاوتهای ماهوی و معنایی را با فضای قدیم نیز به نمایش می گذارد. مرمت شهری را میتوان به سه طریق عمده به انجام رساند که هر یک از آنها در برگیرنده مجموعه اقداماتی می باشد که توضیح داده می شود:

الف - بهسازی[5] : بهسازی شامل سلسله اقداماتی است که به منظور بهبود کالبد، که در نتیجه فرسایش فعالیت تحقق یافته است، در کوتاه مدت صورت می پذیرد. در واقع بهسازی زمانی صورت می گیرد که فرسودگی نسبی فضا از لحاظ عملکردی حادث شده باشد.

ب- نوسازی[6] : نوسازی زمانی انجام می شود که فضای شهری، مجموعه یابنا از کارکردی مناسب و معاصر برخوردار بوده ولی فرسودگی نسبی کالبدی فضایی سبب کاهش بازدهی و کارآیی آن شده است. نوسازی مجموعه اقداماتی را شامل می شود که در عین حفاظت بنا، مجموعه و یا فضای شهری کهن، سازمان فضایی مربوط را معاصر سازی نموده و امکان بازدهی بهینه آن را فراهم آورد.

 پ-بازسازی[7] : بازسازی به معنای از نو ساختن است. بازسازی زمانی صورت می گیرد که در بنا، مجموعه و یا فضای شهری، فرسودگی به صورت کامل ایجاد شده باشد. فرسودگی کامل معمولا بر اثر فرسودگی فعالیت و کالبد توامان صورت می گیرد. این امر معمولا برای ایجاد حیات جدید در سازمان فضایی فرسوده به کار می رود. فرآیند بازسازی معمولا با اقدامات زیر تعریف می شود:

بنابراین مرمت شهری تبین گذشته در حال و تخمین دگرگونیهای آتی، تعریف کالبد و فضا از نظر فرهنگی و تبدیل میراث به ثروت است. در این تعریف سازمان فضایی مورد نظر معنایی غیرکالبدی نیز می یابد و در این روند خاطره ای، زمان تعریف تازه ای می یابد.

3-2- انواع مداخله

مداخله های شهری را می توان به چهار دسته عمده تقسیم کرد، این چهار دسته شامل موارد زیر است:

نخست- مداخله نوگرایانه

این نوع مداخله متاثر از نظریه های شهرسازان قرن نوزدهم نظیر آوئن، فوریه، ریچاردسون، کابه و پرودون است. هدف از این نوع دخالت، ارتقای سطح بهداشت و سلامت، افزایش کارایی و بالابردن زیبایی در سطح شهر است. به منظور رسیدن به این هدف، مداخله نوگرایانه، علم و فن  را به عنوان ابزار کار معرفی می کند. این نوع مداخله سعی در رفع مسائل و مشکلاتی نظیر: وجود آشفتگی ها در فعالیت شهری، نبود نظم در شهر، وجود تراکم های بیش از حد بخصوص در بافت کهن، عدم برخورداری از نور کافی و فضای سبز و نبود زیبایی در مناظر شهری دارد. این نوع تفکر ریشه تمامی این مشکلات را در نگاه به گذشته و عدم استفاده از علم و فن می داند. مداخلات نوگرایانه برای حل مسائل ومشکلات و مواجهه با آن، انقطاع فرهنگی را مطرح می کند و رو به آینده دارد و با اعتقاد بر آن، برای از بین بردن آشفتگی ها در فعالیتهای شهری، اصل مهم عملکرد را مطرح می کنند و با منطقه بندی فعالیتها براساس چهار کاربری اصلی، سکونت، رفت و آمد، اوقات فراغت و کار به دنبال نظم بخشیدن به شهر هستند.

برای بالا بردن میزان نظم در شهر، مداخله نوگرایانه «دستورالعملهای ساده، نو و معقول را جایگزین مقررات و آذین بندی های سنتی می کند و با اعتقاد بر اصل هندسه ساده، شبکه شطرنجی را در شهر پیشنهاد می کند تا بدین طریق شهر خوانا شود.» برای مقابله با تراکم زدایی در بافت کهن شهر، اصل بهداشت را مطرح می نماید تا با تخریب تمامی بافت، طرحی نودر اندازد. مداخله نوگرایانه بر پایه «شهرسازی- بولدزر» و «شهرسازی چاقویی» استوار است. این نوع مداخلات در مقیاس بنا یا در مقیاس بافت، ایجاد مجموعه های ساختمانی مستقل از یکدیگر را طرح می کند تا بدین ترتیب بتواند نور و فضای سبز را برای شهروندان به ارمغان آورد.

دوم-  مداخله فرهنگ گرایانه

این نوع مداخله متاثر از نظریه های پیش شهرسازان قرن نوزدهم چون راسکین، موریس، سیت و ریمون آنون است. هدف از این نوع مداخله، زنده کردن ارزشهای فرهنگی گذشته در شهر، تکیه بر رشد شهر براساس اشکال کهن، توجه به ارزشهای زیبایی شناختی شهرهای کهن، به حداقل رسیدن دخل و تصرف در بافتهای با ارزش، ارزش دادن به کل و بالا بردن میزان جذابیت و آرامش در شهرها می باشد. برای رسیدن به این اهداف، مداخله فرهنگ گرا توجه به ارزشهای فرهنگی کهن را به عنوان مبناقرار می دهد.

این نوع مداخله مواجهه با مسائل و مشکلات شهری را از طریق تداوم فرهنگی میسر می داند و اعتقاد بر آن دارد که شهرها و بافتهای شهری دارای محدوده مشخص هستند و اصل قلمرو فضایی را مایه عدم سرشکستگی می داند.

این نوع مداخله ارزشهای فرهنگی را باعث شکل دهی فضا می داند و معتقد است که«فضا باید غیرقابل پیش بینی و متنوع.... باشد»، این فضا باید از چم و خم های طبیعی زمین وجهات خورشید تبعیت کرده و خود را در معرض بادهای غالب قراردهد. و بافتهای کهن به دلیل پیروی از این امر نمی تواند هیچ گونه دخل و تصرفی را پذیرا شوند.

سوم- مداخله فرانوگرایانه

این نوع مداخله متاثر از نظریه های شهرسازی دهه شصت قرن بیستم میلادی به بعد می باشد. مداخله فرانوگرایانه می تواند، تلفیقی از مداخله نوگرایانه و مداخله فرهنگ گرایانه باشد که از افراط و تفریط دو نوع مداخله فوق بکاهد. محور اصلی این مرحله، حفظ تار و پود بافت کهن در کنار دگرگونی های کالبدی فضایی شهر است و از این رو، حفظ ارزشهای فرهنگی بافت تا اندازه ای مورد توجه است که سبب افزایش مشکلات ساکنان نگردد و بالعکس، معاصر سازی بنا، مجموعه و بافت تا آن اندازه مورد توجه است که سبب از بین رفتن ارزشهای بافت فرهنگی نگردد.

چهارم-  مداخله مردم گرایانه

این نوع مداخله متاثر از نظریه های شهرسازی مشارکتی دهه های آخرین قرن بیستم میلادی است که هدف آن، بالا بردن میزان مشارکت مردم در تغییرات سازمان فضایی شهر است. مداخله مردم گرایانه، مخاطبان اصلی هر نوع مداخله ای را مردم ساکنان محدوده مورد عمل می داند. بنابراین قبل ازهرگونه مداخله ای، باید به نظرهای مردم توجه داشت و پس از بررسی آنها، مداخله در بافت با همکاری مردم صورت پذیرد. مداخله مردم گرایانه، نظریه تداوم را در تکامل می بیند. به سخن دیگر سر در گذشته و رو به آینده دارد. اینان به درک فضای شهری می اندیشند و نه به خلق آن، بخصوص خلق طرحهای صلب و ثابت. مداخله مردم گرایانه بیش از طراحی به برنامه ریزی می اندیشد. برنامه ریزی ای که در آن مردمان نقش اساسی را در سازماندهی شهری بازی می کنند.

 

3-3- منشورها، قطعنامه ها، و مصوبات جهانی مرمت شهری

منشورها و قطعنامه های جهانی در مورد مرمت شهری، بعد مهمی از زندگی جوامع انسانی را شکل می دهند. عدم آگاهی یا بی توجهی به میثاق های جهانی می تواند صدمات جبران ناپذیری بر پیکره آثار تاریخی جوامع بشری وارد کرده و حتی بی هویتی آنهارا سبب می شود، زیرا آثار تاریخی جوامع مختلف مکان انباشت فرهنگی و خاطره جمعی نسلهای گذشته بوده و در زندگی امروزی این جوامع، نقش بسزایی دارد. نسل حاضر که بیش از هر نسل دیگری ارزش و هویت انسانی جوامع گوناگون را درک کرده است، در برابر نسل های آینده مسئول است و موظف به حفظ و نگهداری آثار گذشته با حفظ اصالت آنها برای آیندگان است. به همین سبب تدوین اصولی برای حفظ و مرمت آثار گذشته از قرن نوزدهم در دستور کار قرار می گیرد و در قرن بیستم طنینی پر قدرت می یابد. در قرن بیستم، منشور آتن در سال 1931، بیانگر این اصول از دید نهضت مدرن است که سبب ایرادات و انتقادات فراوانی گردید. پس از آن، «کنگره بین المللی معماران و افرازمندان بناهای تاریخی» در سال 1964 در شهر ونیز اصول جدیدی را تصویب کرد. کنگره مذکور که کنگره ونیز نامیده شد، ضربه محکمی بر تفکرات معماران مدرنیست (سیام) وارد آورد. در دهه 70 قرن بیستم گروه ده که نسل دوم معماران مدرن می باشد انگاره های جدیدی را مطرح کرده و از آن پس نحله های فکری فرانوگرا، ساختارگرا و ... هر کدام اصول جدیدی را مطرح ساختند.

3-3-1- کنگره آتن (1931)

منشور کنگره آتن همزمان با اوجگیری نهضت معماری مدرن تدوین شده و بحث اساسی آن، ایجاد ارتباط منطقی میان شکل و کارکرد بود. منشور آتن در چهارمین کنگره بین الملی معماری مدرن در آتن پایه ریزی شد و بعدها توسط لوکوربوزیه مدون گردید و در سال 1941 در فرانسه انتشار یافت. اصول مورد توجه منشور آتن در زمینه میراث تاریخی شهرها، شامل 5 ماده اساسی است که در برگیرنده ماده 65 الی 70 می باشد و نکات دکترینی آن در مواد 82 و 95 این کنگره ملحوظ شده است. مواد مطروحه بقرار زیر می باشد:

ماده 65- ارزشهای معماری میباید محافظت شوند، چه آنگاه که صحبت از بناهای منفرد به میان است و چه زمانی که هسته های کامل شهری مورد نظرند. زندگی یک شهر رویداد مداومی است که طی قرنها، با انجام کارهای مادی، شبکه های دسترسی و ساختمانها جریان دارد. اینها به شهر، شخصیت معینی بخشیده و بتدریج به روح شهر امکان بروز می دهند. صحبت از شواهد گران قیمت گذشته است که بیش از هر چیز دیگر به علت ارزش تاریخی و احساسی آنها، و سپس به دلیل اینکه در بعضی از آنها ارزشیابی نو یافت می شود که بنحوی بهترین بیان کننده ابداع انسانی اند، باید مورد احترام قرار گیرند. اینها بخشی از میراث های انسانی هستند، آنان که مالک این شواهدند یا وظیفه دفاع از آنها را به عهده دارند، مسئولیت و الزام دارند تا این ارثیه شریف را بدون دخل و تصرف به آیندگان عرضه دهند.

ماده 66- این ارزشها، آنگاه که بیان و زبان حال فرهنگ پیشین بوده یا علاقه مندی همگانی را پاسخ می گویند، می باید مورد مراقبت قرار گیرند. مرگ، که هیچ موجود زنده ای را مورد ترحم قرار نمی دهد، به آثار انسان نیز صدمه می رساند. شواهد گذشته را می باید بازشناسی کرد و بین آنها که هنوز بسیار زنده اند و آنها که در مرحله نابودی اند، تفاوت قائل شد. نه هر چیزی که به گذشته تعلق دارد حق ندارد که جاودانی شود، لازم است با درایت آنچه باید مورد احترام قرار گیرد، انتخاب کرد. در مقابل تعداد زیادی از نمونه های تکراری این گونه بناهای باارزش، بعضی به عنوان سند نگهداری شده و بقیه تخریب می شوند، در موارد دیگر، بخشی که سازنده یک خاصره بوده و یادارای ارزش حقیقی است، جداگانه محافظت می گردد و بقیه به نحوی مفید، تغییر شکل داده می شود.

ماده 67- مشروط به آنکه حفاظت آنچه گفتیم مستلزم از خود گذشتگی گروه های انسانی ای نباشد که با شرایط غیربهداشتی در گیر هستند. بعضی ها که بیشتر به زیبایی شناسی نظر دارند تا به همدردی اجتماعی، با حفاظت محلات قدیمی زیبا و شاعرانه موافقند، بدون آنکه نگران فقر، همزیستی های نابجا و بیماریهایی باشند که در آنها رواج می یابند. صحبت از یک مسئولیت سنگین به میان است. مسئله می باید مورد مطالعه قرار گیرد و با استفاده از راه حلهای ابداعی راهی گشوده شود، اما در هیچ موردی مسئله زیبایی های شاعرانه و آنچه به تاریخ تعلق دارد نمی باید بر سالم زیستی در خانه های مسکونی، که رفاه و صحت روانی و اخلاقی فرد بدان پیوند دارند، ارجحیت یابد.

ماده 68- رشد یکباره یک شهر میتواند وضع خطرناکی را به وجود آورد و به بن بستی منتهی وشد که رهایی از آن تنها به قیمت از خود گذشتگی های انسانی میسر افتد. مانع نمی تواند برطرف شود مگر با تخریب، اما آنگاه که این امر اگر از بین بردن ارزشهای معماری و یا معنوی را به همراه داشته باشد، بدون شکل باید دنبال راه حل دیگری بود. به جای برطرف کردن مانع برای ترافیک، می توان ترافیک را تغییر جهت داد و یا اگر امکانات وجود داشته باشد، آن را از گذرگاههای زیرزمینی عبور داد. علاوه بر آن می توان به تغییر مکان مرکز فعالیتهای متراکم اقدام نمود. و با انتقال آن به نقطه ای دیگر، نظام رفت و آمد ناحیه پرازدحام را دگرگون کرد.

ماده 69: تخریب زاغه های گرداگرد بناهای تاریخی فرصت به وجود آوردن فضاهای سبز را به دست می دهد. ممکن است گفته شود که در بعضی موارد تخریب خانه های ناسالم و زاغه های موجود در اطراف بناهای دارای اهمیت تاریخی به معنای از بین بردن یک محیط کهن باشد. این نکته موضوع تاسف باری است، اما این امر اجتناب ناپذیر بوده و موجب بوجود آوردن فرصت برای خلق کردن فضاهای سبز می شود.

ماده 70: به کار بردن سبک های گذشته در ساختمانهای جدید در محوطه های تاریخی به اتکای ادعاهای زیبایی شناسی، به عواقب نامیمونی منجر می شود. به هیچ صورت نباید اجازه داد که این عادت تداوم یابد و به هر شکلی، این گونه خواسته ها و اقدامات عملی شوند.

کار بست سبک های گذشته با آموزش بزرگ تاریخ مغایرت دارند. هیچ گاه بازگشت به گذشته به وقوع نپیوسته و هیچ گاه انسان از راهی که رفته باز نگشته است. شاهکارهای گذشته به ما نشان می دهند که چگونه هر نسلی طریقه ویژه تفکر خود، اندیشه های خود و زیبایی شناسی خود را داشته و به مثابه انگیزه ای برای خلاقیت آزاد، به مجموعه منابع فنی ویژه دوره خود توجه کرده است.

ماده 82: شهرسازی علمی دو بعدی نبوده بلکه سه بعدی است: با بهره گیری از عنصر ارتفاع راه حلی برای ترافیک مدرن خواهد جست و حتی با به کار گرفتن فضاهای آزادی که بدین صورت به دست می آیند، برای فعالیتهای تفریح و تفرج راه حلی یافته می شود.

ماده 95: منافع خصوصی، مشروط و تحت لوای منافع عمومی خواهد بود.

بطور خلاصه نکات مورد توجه منشور آتن شامل موارد زیر است:

1-هدف: بهبود کارکرد

2-کاربری پیشنهادی بناهای تاریخی: موزه

3- حوزه مداخله: تک بناهای با ارزش

4-شیوه مداخله: بازسازی

5-روش مداخله: حفاظتی تزئینی

6- اصول پیشنهادی:

6-1- ارزش نهادن به شواهد هنری و نه صرفا تاریخی.

6-2- حفظ ارزشهای معماری، مشروط به عدم کوچکترین خالی بر چهار اصل سکونت، کار، اوقات فراغت و رفت و آمد.

6-3- احترام به طبیعت.

6-4- احترام به موجودیت فرهنگی محلات قدیمی.

6-5- تنظیم کننده و معرف روابط اقتصادی- اجتماعی در شهر

6-6- نوکردن شهر به دلیل سرعت تحرکات اجتماعی

6-7- محدود کردن قدرت بخش خصوصی بر فضاهای شهری

ویژگی های منشور آتن را می توان چنین برشمرد:

1- توجه به فضاهای عمومی و خصوصی

2-توجه به انگاره ها و طرحهای معماران برای ایجاد فضاهای معمارانه در شهر و در بافت کهن.

3- توجه به کار گروهی معماران

4- توجه به پیوند شهر و منطقه

5- تاکید بر بحث منطقه بندی در درون شهر

6- عملگرایی بودن منشور آتن

7-توجه به نقش عملکردی شهر وبافت تاریخی

8- دارا بودن دید انتفاع گرایانه

9- توجه به تک بناها و ساختمان های با ارزش

10- نظارت بر اختیارات بخش خصوصی از طریق بخش عمومی

11- عدم تعیین حد و مرز مداخله و مشارکت مردم در بافت های کهن

12- توجه بیش از حد به نقش معماران

3-3-2- کنگره ونیز (1964)

کنگره ونیز در سال 1964 در ونیز تشکیل گردید. این کنگره به منظور اصلاح مفاد کنگره آتن شکل گرفته و از آن پس اساس تمامی مصوبات بعدی قرار گرفته و به گونه ای پویا و منعطف تکمیل و بسط داده شده است. این کنگره قطعنامه ای را به تصویب رساند که مشتمل بر 16 ماده است. نکات برجسته و مورد توجه کنگره را می توان به طریق زیر خلاصه و بیان نمود:

1- هدف از مرمت بافت های تاریخی: بهبود کالبد

2- کاربری های پیشنهادی بناهای تاریخی: تداوم کاربری تاریخی

3- حوزه مداخل: فراتر از ابنیه و ساختمانهای با ارزش؛ به طوری که نه تنها آثار منفرد معماری بلکه مجموعه های شهری و روستایی را نیز در بر می گیرد.

4- شیوه اقدام: نوسازی

5- روش مداخله: حفاظتی- تزئینی

6- اصول پیشنهادی:

6-1- پرهیز از مداخله در منظر و سیما

6-2- انجام مداخله براساس مستندات

6-3- تجویز مداخله در بافت

6-4- اقدام دارای علامتی از زمان مداخله باشد

6-5- احترام به ملحقات بنا

 

3-3-3- کنگره آمستردام (1975)

قطعنامه کنگره آمستردام در واقع، بیان نامه یا منشوری در سطح بین المللی است که بر مبنای گزارشها و رساله های علمی است که تا آن زمان در موضوعات مختلف انجام شده است و مجموعه از نگرانی ها و مسائل حل نشده و غامض را همراه با مشوق هایی برای براه انداختن حرکتی تازه در این زمینه طلب مینمود. این قطعنامه پیش بینی های اقتصادی، علمی، فنی، قضایی، قانونی و اجتماعی را به صورت زیر، مقدر می سازد:

1- طرح رسالت حفاظت در چارچوب طرحهای جامع شهری و طرحهای آمایش سرزمین.

2- وضع قوانین برای سلب مالکیت به منظور ایجاد تجهیزات و تاسیسات عمومی.

3- ضرورت تغییرات وسیع در موازین قانونی و مقررات اجرایی برای آشتی دادن فضای کالبدی قدیمی با فضای زندگی امروزی در مقیاسهای فردی و جمعی.

4- وضع مقررات قانونی و اداری برای حفاظت از ثروتهای ملی معماری و شهرسازی.

5- توجه ویژه به بودجه عمومی برای تصاحب فضاهای باارزش در کنار ترویج راه حل میانه به صورت تشویق همکاری بخش خصوصی و دولتی.

6- امکان توسعه فعالیتهایی که منجر به احیای بافت یا مجموعه های شهری می گردد.

7- گسترش آموزش بازشناسی واحترام به گذشته در تمام سطوح تحصیلی.

8- حفظ ساکنان بومی محلات در بافتهای تاریخی: ساکنان بومی محلات به دلیل تعلق ذاتی به محل خود، بخصوص پس از تجربیات اروپاییان در زمینه جابجایی ساکنان و نتایج بسیار منفی آن، جزء لاینفک فرهنگهای محیطی بشمار می آیند. اعتقاد بر این است که نباید ضمن انجام کارهای مربوط به احیای بافت های قدیمی تغییرات مهمی در ترکیب اجتماعی بافت ایجاد شود.

بطور کلی می توان نکات قابل توجه قطع نامه کنگره آمستردام را به قرار زیر بیان نمود:

1- هدف از مرمت شهری: بهبود کارکرد و کالبد

2- کاربری پیشنهادی: معاصرسازی

3- حوزه مداخله: شهر

4- شیوه اقدام: بهسازی، نوسازی و بازسازی

5- روش مداخله: مداخله جامع مرمت شهری

6- اصول پیشنهادی

6-1- گنجاندن طرح مداخله در درون طرحهای جامع شهری

6-2- توجه به نقش هر اثر یا بافت در مقیاس ملی و جهانی

6-3- وضع قوانین لازم و در نظر گرفتن بودجه و منافع عمومی برای اجرایی شدن انگاره و طرحها

6-4- لزوم مشارکت کلیه نیروهای جامعه

6-5-گسترش آموزش در تمامی سطوح

6-6- توجه به بنا، مجموعه و بافت بطور همزمان

6-7- ارائه راهکار مناسب برای کاهش جابجایی جمعیت بومی مناطق تاریخی. (قره داغی ، 1387)

 

4- تجارب موفق جهانی

بحث مداخله در بافت های مرکزی به مفهوم امروزی آن به اواخر قرن نوزده و قرن حاضر بویژه پس از جنگ جهانی دوم بر می گردد.فرایند صنعتی شدن در غرب که موجب رشد سریع شهرنشینی و ازدحام جمعیت در شهرها گردیده بتدریج شرایط زندگی را در آنها سخت و مشکل نموده ظهور اتومبیل و استفاده گسترده از آن سبب شد که بتدریج گروه های مرفه و متوسط اجتماعی از سکونت در محلات شلوغ و پر از ازدحام قسمت داخل شهر دست شسته و به حومه های خلوت و خوش آب و هوا روی آوردند و در مقابل گروه های اجتماعی کم در آمد جایگزین آنها شدند.مهاجرت گروه های اجتماع با در آمد بالا و متوسط قسمت های مرکزی به حومه و جایگزینی آنها با گروه های کم در آمد شهری در حقیقت زمینه بحث و مداخله در بافت های مرکزی(بطور عمده فرسوده) را بتدریج بوجود آورد...به جهت جلوگیری از اطاله کلام و مطالب،تجارت پنج کشور آمریکا،فرانسه،انگلستان،چکسلواکی و سوریه در قالب جدول ذیل ارائه شده است:

جدول (1): تجارب بهسازی و نوسازی در جهان

پیامد

اقدامات انجام یافته

اهداف

کشور

    - گرانی بیش از حد قیمت مسکن

   - ایجاد نیاز به مسکن برای خانواده های جا به جا شده

   - از دست رفتن ارزش واقعی زمین

   - عدم استفاده از تخریب برای همه برنامه ها

   - کاهش ارزش مسکن در کوتاه مدت

   - شکست برنامه های اولیه مرمت شهری

   - شکست برنامه ها در اثر عدم وجود حمایت محلی از آنها

   - انتقاد عمومی از

   پاکسازی محله های فرسوده بر اساس روش تدریجی

   - عدم جلوگیری از گسترش زاغه ها در اثر پاکسازی تدریجی

   - عدم موفقیت در تامین مسکن مناسب بر ای خانوار های کم در آمد

   - از بین رفتن بافت اجتماعی

   - موفقیت در امر مرمت شهری بدلیل تغییر سیاست های مداخله از بعد کالبدی  و توجه به بافت های مسکونی و ابعاد اجتماعی

   - ضرورت مشارکت شهروندان در تمامی

- اجرای برنامه های توسعه مجدد و پاکسازی توسط بخش خصوصی

- اجرای برنامه توسعه مجدد بر پایه پاکسازی زاغه ها توسط دولت

- طولانی بودن فرآیند اجرای برخی برنامه ها

- مرمت فراگیر با اقدامات زیر:

- پیشگیری از گسترش فرسودگی به نواحی مرغوب شهر ها

- احیاء نواحی در معرض خطر و تبدیل آنها به نواحی سالم

 

- پاکسازی و توسعه مجدد زاغه هائی که غیر قابل احیاء اند

 

- بهبود وضعیت مسکن

- توجه صرف به بعد فیزیکی بافت های فرسوده

- استفاده بهینه از زمین های شهر

- از بین بردن فرسودگی نواحی فرسوده با توجه به عوامل ایجاد آن

 

 

آمریکا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازسازی بدون ارتباط با گذشته در اثر اجرای برنامه های اولیه مرمت

- ترک ساکنین بومی از محلات قدیمی در اثر اجرای قوانین

- عدم توجه به حفظ فرهنگ شهر نشینی و بافت اجتماعی بخش قدیمی شهر ها در اهداف موجود در قوانین

- عدم مشارکت ساکنان نواحی فرسوده در امر مرمت شهری

- انجام گرفتن عملیات وسیعی جهت سود جوئی مالی در هسته قدیمی شهر ها

 

 

- اقدامات گستر ده برای تغییر وضع کالبدی پاریس

- نظارت در مسائل بهداشتی واحد های مسکونی

- سلب مالکیت از واحد های مسکونی در صورت لزوم

- پاکسازی بافت محله های مسکونی مرکز شهر

- ساخت و ساز بر روی نواحی تخریب شده شامل:

- احداث بنا های یادواره ای و ایجاد مرکزیت در شهر

- تامین رفاه اهالی محلات مسکونی شهر پاریس

- ایجاد دسترسی بهتر در خیابانهای مرکزی شهر

- بهبود وضع بهداشتی شهر

- سامان دادن به محیط کالبدی شهر ها

 

 

 

 

فرانسه

 

 

 

- همکاری بخش دولتی و خصوصی در زمینه برنامه ریزی مرمت شهری

- همگامی دولت و مردم برای فعالیت های مرمت شهری

- اتکا به نظر مردم و تشکیل گروه های متشکل از تخصص های مختلف در انجام برنامه های مرمت شهری

- دگرگونی اساسی در سیاست ها بدلیل اثرات نامطلوب اجتماعی ناشی از پاکسازی ها

- تکامل دیدگاه برنامه ریزی مرمت شهری از پاکسازی زاغه ها و توسعه مجدد به انتخاب رویه جامع مرمت شهری

 

 

   دخالت در بافت های فرسوده شهری با شیوه متمایز از فرانسه و بهره گیری از قوانین

  - بهداشتی کردن محله ای قدیمی و ناسالم و ساختن نواحی جدید به صورت کاملا وابسته و مرتبط

  - تخریب 300 هزار واحد مسکونی در دهه 40-1930

  - تقسیم کشور به محدو ده های  مختلف

  - تهیه یک برنامه عمرانی برای هر محدوده با قابلیت تجدید نظر در هر 5 سال یک بار

  - اعطای کمک های مالی بلاعوض

  - تخریب 5/1 میلیون واحد مسکونی از سال 1995 به بعد

- بهبود وضعیت مسکن طبقه کم در آمد بویژه کارگران

- افزایش فعالیت خانه سازی

- تلاش در جهت ارتقای کیفیت سکونت

- تخریب مجمو عه های نابسامان و ساخت واحد های جدید

- حداقل مداخله در کالبد با تاکید بر تغییر کاربریها به منظور حذف فرسودگی

- مرمت بدون تخریب در مقایسه با توسعه مجدد

انگلستان

 

- استفاده از فضاهای کالبدی با قید احترام به ثروتهای فرهنگی نهفته در آنها

- تدابیر لازم  برای کاستن مخارج واقعی کار مرمت شهر

             

- تحقیقات و بررسی های تاریخی ،برنامه ریزی در مراکز مسکونی

- بررسی های ویژه برای تقسیم بندی شهرها و شهرک ها از نقطه نظر تاریخی،کاربردی- تحقیقات در ارتباط با امکان مداخله و تغییر شکل فضای ساخته شده از نقطه نظر فنی   

- ارزیابی مرمت شهری در چهارچوب برنامه ریزی شهری

- توجه به مراکز مسکونی قدیمی با بینشی مثبت و سازنده

چکسلواکی

 ترک نمودن بخش قدیمی توسط ساکنان بومی و جایگزین شدن روستائیان مهاجر،کمک به فرسودگی بیشتر بخش قدیمی

- مشکلات ترددی در بافت قدیم شهر

- عدم توجه مسئولان اداره شهرها به برنامه ریزی مرمت شهری

- گشایش معابر برای ورود وسایل نقلیه با الگوی شطرنجی

- ایجاد یک مسیر کمربندی بر اطراف شهر قدیمی

- اقدامات پراکنده در زمینه مرمت نشات گرفته از تجارت کشورهای غربی

- تغییر بافت قدیمی شهر دمشق مطابق نیاز های استعمار گران

- جذب جهانگردان

- ایجاد انگیزه برای رشد بخش تجاری

سوریه

ماخذ: جوادی، 1376: 175-183

5-جمع بندی و پیشنهادات

در راستای استفاده از تجارب موفق جهانی نگارنده پیشنهادات زیر را جهت تعمیم در شرایط داخلی ایران مطرح می کند که عبارتند از:

نخست- ايجاد بستر هاي لازم براي تشويق مردم و استفاده مطلوب از مشاركت مردمي

o        نوسازي شهري، بويژه در بافتهاي قديمي بدون مشاركت فعال مردم امكان پذير نيست، زيرا اين اقدامات مستقيماً با زندگي جاري مردم و تعلقات فرهنگي روحي و رواني آنها و در مواردي با تمام سرمايه و زندگي ساكنان در بافتهاي قديمي سر و كار دارد .

o        در نوسازي شهري، با توجه به مشكلات پيچيده تعلقات، حقوق و مالكيتها و ضرورت دخالت مردم در انتخاب فضاي سكونت خود، به مردم نبايد فقط به عنوان تأمين كننده زمين يا سرمايه، نگريست بلكه لازم است آنها در تمام مراحل تصميم گيري، سرمايه گذاري، مديريت و بهره برداري از فضا به طور مستقيم دخالت داشته باشند تا نسبت به فضايي كه ميخواهند سالها در آن زندگي كنند، احساس تعلق و وابستگي نمايند . مشاركت ساكنان و شاغلان مناطق قديمي در احيا و تأمين منابع مالي براي اجراي بهسازي و نوسازي در اين مناطق بسيار مهم است . بدين منظور، مشاركت بايد به صورت تشكيلات متنوع مردمي درآيد و در مقياس واحدهاي همسايگي، محله اي و شاخه هاي صنفي و تركيبات آن تحقق يابد .

o        مشكلات گوناگون شهري، راه حلي خاص و انفرادي ندارد و همه به هم مربوط مي شوند . همه گروه هاي اجتماعي بايد به گونه اي در حل مشكلات شريك شوند و سرمايه داران بخش خصوصي، سازمانهاي دولتي، سازمانهاي غيردولتي مؤسسات مختلط، گروههاي اجتماعي و افراد بايد در راه رفع مشكلات با همديگر همكاري كنند .

o        از آنجا كه طبق نظر كارشناسان و صاحب نظران توسعه و مشاركت، جلب مشاركت مردم در امور مختلف از جمله در اموري كه خود آنها به تنهايي قادر به انجامش نيستند و يا فاقد سازمان مناسب براي انجام آن ميباشند و يا بدون طرح و برنامه مدون مورد قبول دولت، نميتوانند كاري را انجام دهند، نيازمند مشاركت برانگيخته است و از آنجا كه مشاركت در كلي ترين حالت خود يعني حساس كردن مردم و جلب توجه آنها به موضوع موردنظر، لذا جهت ايجاد علاقه مندي در آنها و تواناسازيشان براي نشان دادن واكنش مناسب به برنامه هاي موردنظر دولت، لازم است از طريق نهادسازي، به جلب مشاركت اقدام كرد.

o        جلب مشاركت مردم اگر با پيش فرض انجام اموري باشد كه موردنظر طرح بوده و جابجايي مالكيت را به دولت توقع نداشته باشد، با انجام پروژههاي مقدماتي ميسر است، مشروط به اين كه مردم را در فرايندهاي تصميم گيري راجع به بافت شريك كرده و آنها را در منافع طرح داراي سهم اصلي دانست و همچنين نظرات مشورتي آنها را به كميسيونهاي تصويب منتقل كرد .

دوم- ايفاي نقش دولت و شهرداريها به صورت فعال و شفاف و تعامل با يكديگر

o        دولت و شهرداريها با اتكا به منابع عمومي مالي، ابزار قانوني و امكان قانونگذاري بايد با ارائه زيرساختها و خدمات شهري در محله هاي فرسوده به نحوي شفاف هر چه عملي تر اقدام كنند .

o        احياي بافتهاي فرسوده شهري يك مسأله ملي است و مسأله ملي نيز عزم ملي را ميطلبد، به دليل اينكه مقوله مديريت شهري مطرح است . علاوه بر اين در اين زمينه دستگاههاي مسؤول متعددي از جمله وزارت كشور، وزارت مسكن و شهرسازي، شهرداريها، سازمان ميراث فرهنگي كشور، دستگاههاي متولي برنامه ريز و مديريتي كشور، سيستم بانكي و دستگاههاي متولي ارايه خدمات شهري نظير سازمانهاي آب، برق، گاز و تلفن و فاضلاب شهري و نظاير آن وجود دارند كه در صورت عدم هماهنگي اين سازمانها، احياي بافتهاي فرسوده قابل اجرا نيست .

o        نوسازي شهري، غالباً اقدامي گسترده و بزرگ مقياس است كه تحقق آن توسط دولت، بدون مشاركت و حضور مردم، نه ضروري است و نه امكان پذير . بنابراين در بافتهاي فرسوده شهري كه ارزشهاي سكونت و فعاليت در آنها در اثر عدم قابليت انطباق با سرعت  تغيير، رو به افول و تنزل است، دولت و نهادهاي عمومي مؤثر در عمران شهر بايد با طراحي فضاي فعاليت نوسازي، در رقابت با ديگر فعاليتهاي اقتصادي شهر، بويژه در بخش ساختمان، شرايط را به نحوي فراهم نمايند كه موجب تغيير رفتار اقتصادي مردم و تحريك آنها به نوسازي گردد .

o        دولت ميتواند در اين عرصه به طور موقت پيشرو، محرك و حتي مجري باشد، ولي هر چه سريعتر بايد كار مردم را به آنها واگذارد و به وظايف اصلي خود كه سياست واگذاري و بسترسازي توسعه است، بپردازد .

o        هماهنگ شدن سياستهاي دولت و شهرداري، تا با برنامه ريزي و تزريق اعتبار، منافع مردم در اين زمينه تأمين شود و زماني اين مسأله حل مي شود كه به عنوان يك طرح ملّي ديده شود .

سوم- نوسازي شهري به عنوان يك فعاليت مولّد اقتصادي

o        در طراحي محيط اقتصادي نوسازي، لازم است به فعاليت نوسازي بافتهاي فرسوده شهري، به عنوان يك فعاليت اقتصادي و اقتصادي شدن ساخت و ساز كه طبعاً بايد داراي درآمد و سود معقول باشد، نگريسته شود و زمينه هاي تأمين سود معقول آن را فراهم نمود .

o        مسؤولان شهري چنانچه خواستار مشاركت مردم براي نوسازي بافتهاي فرسوده باشنداين مشاركت بايد براي مردم با صرفه باشد .

چهارم- فروش اوراق مشاركت و استفاده از حساب ذخيره ارزي و وام خارجي - فاينانس - جهت منابع مالي دولت براي نوسازي

o        يكي از مهمترين منابع جهت تأمين منابع مالي دولت براي نوسازي و بهسازي بافتهاي فرسوده و ناكارآمد استفاده از منابع حاصل از فروش اوراق مشاركت و يا استفاده از حساب ذخيره ارزي و حتي استفاده از وام خارجي مي باشد .

پنجم-  اعطاي تسهيلات بانكي - وام و تسهيلات تشويقي - به ساكنان بافت جهت نوسازي

o        دولت با در نظر گرفتن سياست هاي تشويقي براي مالكان بافت هاي فرسوده و وارد عمل كردن سيستم بانكي كشور براي ارائه وام و تسهيلات ميتواند بخشي از هزينه ها را تأمين كند . حضور فعال سيستم بانكي كشور بخاطر ارائه تسهيلات به مالكان بافتهاي فرسوده بسيار تأثيرگذار است . چنانچه براي نوسازي هر هكتار 10 ميليارد تومان در نظر بگيريم، بايد مبلغ هنگفتي هزينه شود . اين در حالي است كه توانايي دولت محدود است . بنابراين چاره اي جز اين باقي نميماند به جز فراهم كردن زمينه حضور مردم، بخش خصوصي، بخش تعاوني و ساير سرمايه گذاران داخلي و خارجي . يعني بسترهاي لازم توسط دولت و شهرداريها فراهم شود .

منابع:

·         توسلي، محمود،(1387) ،اصول و روشهاي طراحي شهري و فضاهاي مسكوني در ايران، ج 2، طراحي دسترسي، مركز مطالعات و تحقيقات معماري و شهرسازي ايران، تهران، ص 40 و 41.

·         عربشاهي، زهرا(1378)، مروري بر سابقه اصلاح و بهسازي بافت قديم شهري در اروپا و ايران، مقالات ارائه شده به همايش زمين و توسعه شهري، وزارت مسكن و شهرسازي، تهران، ص 1

·         فلامكي، محمد منصور(1383)، سيري در تجارب مرمت شهري، ص 8.

·         قره داغی، داریوش،(1387)،جزوه بافت های فرسوده و تاریخی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، گروه شهرسازی.

·         موسوی، حمید رضا ، (1385)، ضرورت بکارگیری الگوی فرآیند طراحی شهری با تمرکز بر مشارکت مردم در برنامه ریزی و طراحی بافت های فرسوده و ناکار آمد شهری ،محل انتشار : دومین سمینار ساخت و ساز در پایتخت.

·         مهین روستا، الهام ، (1387)، مباحث نظری و مفهومی بافت های مرتبط با بافت فرسوده  شهری در جهان وایران ،اولین همایش بافت های فرسوده شهری ، چشم انداز توسعه پایدار: ارزش ها و چالش ها.

·         بیگلری فدافن، احسان، بیگلری فدافن، علی،(1387)، باز شناسی بافت های تاریخی و فرسوده شهری ، اولین همایش بافت های فرسوده شهری ، چشم انداز توسعه پایدار: ارزش ها و چالش ها. 

·         ترابی، زهره، (1387)، بررسی تحلیلی معنا شناسی در بافت فرسوده، اولین همایش بافت های فرسوده شهری ، چشم انداز توسعه پایدار: ارزش ها و چالش ها.

 



[1] Vmostofi.2009@yahoo.com

  Tel: 09144556607

1. Comite Special des Art et Monuments

[3] Deterioration

[4] Repair

[5] Rehabilitation

[6] Renovation

[7] Reconstruction



فرامرز  مقنیان آذری
نوشته شده در   سه شنبه 26 فروردين 1393  ساعت  09   توسط   فرامرز مقنیان آذری    تعداد بازدید  10662
ویرایش شده در سه شنبه 26 فروردين 1393 ساعت 10 توسط فرامرز مقنیان آذری
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :